فرهنگ آریان‌پور

پرتاب کردن - زور -

#۴۴٬۸۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pash

ضربت خرد کننده، سقوط برف سنگین، باران شدید، یورش، نرمى، با زور پرتاب کردن، کوبیدن، رگبار تند باریدن، سر، کله