فرهنگ آریان‌پور

پرت شدن

#۴۴٬۸۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

digress

پرت شدن (از موضوع)، گریز زدن، منحرف شدن

۲

cropper

برداشت کننده محصول، ماشین موزنى، پرت شدن

۳

divagate

سرگردان شدن، پرت شدن، پریشان گفتن

۴

overshoot

(past: overshot ; past participle: overshot) ـ بالاتر زدن، خطا کردن، پرت شدن، از حد خارج شدن، اضافه جهیدن، اضافه جهش

۵

flop

صداى تلپ، صداى چلپ، با صداى تلپ افتادن، شکست خوردن