فرهنگ آریانپور
پرت شدن
#۴۴٬۸۴۴
digress
پرت شدن (از موضوع)، گریز زدن، منحرف شدن
cropper
برداشت کننده محصول، ماشین موزنى، پرت شدن
divagate
سرگردان شدن، پرت شدن، پریشان گفتن
overshoot
(past: overshot ; past participle: overshot) ـ بالاتر زدن، خطا کردن، پرت شدن، از حد خارج شدن، اضافه جهیدن، اضافه جهش
flop
صداى تلپ، صداى چلپ، با صداى تلپ افتادن، شکست خوردن