فرهنگ آریان‌پور

پراندن - بیرون -

#۴۴٬۷۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

spit

(past: spat, spit ; past participle: spat, spit) ـ سیخ کباب، شمشیر، دشنه، به سیخ کشیدن، سوراخ کردن، تف انداختن، آب دهان پرتاب کردن، تف، آب دهان، خدو، بزاق، (مثل تف) بیرون پراندن