فرهنگ آریانپور
پراکنده کردن
#۴۴٬۶۹۲
effuse
بیرون ریختن از، ریختن (خون) پاشیدن، پخش کردن، پراکنده و متفرق
diffuse
منتشر شده، پراکنده، پخش شده، افشانده، افشاندن، پخش کردن، (مجازى) منتشر کردن
circulate
بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن