فرهنگ آریان‌پور

پراکنده‌ کردن

#۴۴٬۶۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

effuse

بیرون ریختن از، ریختن (خون) پاشیدن، پخش کردن، پراکنده و متفرق

۲

diffuse

منتشر شده، پراکنده، پخش شده، افشانده، افشاندن، پخش کردن، (مجازى) منتشر کردن

۳

circulate

بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن