فرهنگ آریان‌پور

پراکنده سازی

#۴۴٬۶۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

scattering

پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن scatter