واژههای فارسی←پراکندن میان چند چیزفرهنگ آریانپورپراکندن میان چند چیز#۴۴٬۶۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱intersperseپراکنده کردن، افشاندن، متفرق کردنواژههای نزدیک در الفباپراکاومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپراکاوناپذیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپراکاویدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپراکسیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپراکسید هیدروژنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپراکن گرایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر