فرهنگ آریانپور
پراکندگی
#۴۴٬۶۶۷
Diaspora
پراکندگى (یهود)، جماعت یهودیان پراکنده diffuseness discursiveness
diaspora
پراکندگى (یهود)، جماعت یهودیان پراکنده
dispersal
پراکندگى
strewment
پراکندگى، به هم ریختگى، آشفتگى
dispersion
پراکندگى، تفرق، انتشار، آوارگى، تجریه نور
sprawl
پهن نشستن، گشاد نشستن، هرزه روئیدن، بى پروا دراز کشیدن یا نشستن، به طور غیرمنظم پخش شدن، پراکندگى
scissor
برش، بریدگى، چاک، قطع، تقسیم، تفرقه، پراکندگى، اختلاف
sparsity
(sparseness =) ـ تنکى، کم پشتى، پراکندگى، تنک بودن
sparseness
(sparsity =) ـ تنکى، کم پشتى، پراکندگى، تنک بودن
dissipation
اتلاف، اسراف، پراکندگى، عیاشى
scattering
پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن scatter
distribution
توزیع، پخش excursiveness percolation