فرهنگ آریان‌پور

پر نشده

#۴۴٬۵۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

uncharged

پر نشده (مانند تفنگ و باطرى)، به حساب هزینه نیامده، محسوب نشده، رسما متهم نشده

۲

incomplete

ناتمام، ناکامل، ناقص، نا تمام، انجام نشده، پر نشده، معیوب