واژههای فارسی←پر فعالیتفرهنگ آریانپورپر فعالیت#۴۴٬۴۴۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱livingزندگى، معاش، وسیله گذران، معیشت، زنده، حى، در قید حیات، جاندار، جاودانىواژههای نزدیک در الفباپر بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپر بودن ازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپر بویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپر بهامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپر بهرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپر بیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر