فرهنگ آریان‌پور

پر شدن

#۴۴٬۳۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fill

پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن

۲

heap

توده، کپه، کومه، پشته، انبوه، گروه، جمعیت، توده کردن، پر کردن

۳

store

انباره، انبار کردن، ذخیره کردن، انبار، مخزن، ذخیره، اندوخته، موجودى، مغازه، دکان، فروشگاه، اندوختن