فرهنگ آریانپور
پر سروصدا
#۴۴٬۳۷۶
romp
با جیغ و داد بازى کردن، سر و صدا highflown
loud
با صداى بلند، بلند آوا، پر صدا، گوش خراش، زرق و برق دار، پرجلوه، رسا، مشهور
noisy
پر سر و صدا، پرخش، شلوغ
rattly
داراى صداى تق تق
rackety
پر هیاهو، پر سر و صدا، عیاش، خوشگذران
raucous
(hoarse =) ـ خشن، زمخت، ناهنجار، خیلى نامرتب
roaring
خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن
uproarious
پرغوغا، پرصدا، پر همهمه، پر سر و صدا
loudmouthed
پر سر و صدا، پرهیاهو، وراج، داراى صداى بلند، بلند آواز