واژههای فارسی←پر زرق و برق کردنفرهنگ آریانپورپر زرق و برق کردن#۴۴٬۳۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱gild(past: gilded, gilt ; past participle: gilded, gilt) ـ زر اندود کردن، مطلا کردن، تذهیب کردنواژههای نزدیک در الفباپر بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپر بودن ازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپر بویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپر بهامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپر بهرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپر بیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر