فرهنگ آریانپور
پر زحمت
#۴۴٬۳۲۳
arduous
دشوار، پر زحمت، پرالتهاب، صعب الصعود
troublous
رنجه آور، پر زحمت، طاقت فرسا، پردردسر، مزاحم
sweaty
خیس عرق، خوى کرده، عرقى، خوى آور، معرق
labored
(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن labor
onerous
سنگین، گران، شاق، دشوار، طاقت فرسا
painful
دردناک، محنت زا، ناراحت کننده، رنج آور، رنجور
laborious
زحمت کش، ساعى، دشوار، پرزحمت