پر رو
#۴۴٬۳۰۴
flip
(زبان عامیانه) از خود بیخود شدن، تلنگر، ضربت سبک و ناگهانى، تلنگر زدن گستاخ، جسور، پر رو flip bitchy
pert
(peart =) ـ گستاخ، جسور، سالم و با روح، بى پرده، پر رو، ماهر، غنچه دار، قشنگ، سرحال
fresh
تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین
lippy
(در گویش) جسور، گستاخ، پر رو، داراى لب آویزان
nervy
پر عصب، پر رگ و پى، نیرومند، عصبانى، پر رو
saucy
خوشمزه، پر رو
immodest
بى شرم، پر رو، بى عفت، گستاخ، جسور، نا نجیب
impudent
گستاخ، چشم سفید، پر رو
presuming
(presumptuous =) ـ از خود راضى، جسور، پر رو
bossy
داراى برجستگى، متمایل به ریاست مابى، ارباب منش خودمانی
perky
گستاخ، جسورانه، خودنما، متکبر، چابک
pushing
چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن push
familiar
آشنا، وارد در، مانوس، خودى، خودمانى
unblushing
بدون شرم، بى خجالت، عارى از شرم