فرهنگ آریان‌پور

پر دست‌ انداز

#۴۴٬۲۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bumpy

پر از برآمدگى، پر از دست انداز، ناهموار

۲

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن