فرهنگ آریان‌پور

پر دردسر

#۴۴٬۲۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bothersome

پر دردسر، پرزحمت، مزاحم

۲

spiny

(spinose =) ـ پوشیده شده از خارهاى زیاد، دشوار، مهره مانند

۳

thorny

تیغستان، خاردار، تیغ تیغى، خار مانند

۴

painful

دردناک، محنت زا، ناراحت کننده، رنج آور، رنجور

۵

niggling

اندک، ایراد گیر

۶

pestilent

مهلک، طاعونى، طاعون آور

۷

vexatious

دل آزار، رنجش آمیز، آشفته، مضطرب

۸

troublesome

پرزحمت، سخت، دردسر دهنده، مصدع، رنج آور