فرهنگ آریان‌پور

پر خوری‌ کردن

#۴۴٬۲۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

gorge

گلو، حلق، دره تنگ، گلوگاه، آبکند، شکم، گدار، پر خوردن، زیاد تپاندن، با حرص و ولع خوردن، پر خورى کردن، پر خورى

۲

glut

پر کردن، اشباء کردن، پر خوردن، پرخورى، پرى، عرضه بیش از تقاضا، (پزشکى) زیادى خون، اشباع، پاره آجر، سیر کردن، اشباع کردن، با حرص و ولع خوردن

۳

gormandize

پر خوردن، از روى حرص و ولع خوردن