فرهنگ آریان‌پور

پر جنب و جوش

#۴۴٬۲۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

busy

مشغول، دست به کار، شلوغ، مشغول کردن، اشغال

۲

warm

گرم، با حرارت، غیور، خون گرم، صمیمى، گرم کردن، گرم شدن

۳

feisty

عصبانى، حساس، فراوان، چابک

۴

active

فعال، دایر، کنشى، کارى، ساعى، حاضر بخدمت، تنزل بردار، با ربح، (دستور زبان) معلوم، متعدى، مولد، کنش ور، کنش گر

۵

vibrant

مرتعش، لرزان، به تپش در آمده، در حال جنبش، تکریرى، پرطراوت و چالاک