فرهنگ آریان‌پور

پر جزئیات

#۴۴٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

long

دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن

۲

detailed

جزئیات، بتفصیل شرح دادن، جزء، تفصیل، تفاصیل، اقلام ریز، حساب ریز، شرح دادن، بتفصیل گفتن، به کار ویژه اى گماردن، ماموریت دادن detail

۳

elaborate

استادانه درست شده، به زحمت درست شده، به زحمت ساختن، داراى جزئیات، با دقت شرح دادن

۴

overwrought

پر کار، کار برده، تهیه شده از روى مهارت، عصبى

۵

circumstantial

تصادفى، مربوط به موقعیت