فرهنگ آریانپور
پر جزئیات
#۴۴٬۲۰۹
long
دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن
detailed
جزئیات، بتفصیل شرح دادن، جزء، تفصیل، تفاصیل، اقلام ریز، حساب ریز، شرح دادن، بتفصیل گفتن، به کار ویژه اى گماردن، ماموریت دادن detail
elaborate
استادانه درست شده، به زحمت درست شده، به زحمت ساختن، داراى جزئیات، با دقت شرح دادن
overwrought
پر کار، کار برده، تهیه شده از روى مهارت، عصبى
circumstantial
تصادفى، مربوط به موقعیت