فرهنگ آریانپور
پر اب و تاب
#۴۳٬۹۶۸
magniloquent
پر آب و تاب، قلنبه نویس، غرا
tumid
(tumescent =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن
ornate
بیش از حد آراسته، مزین، مصنوع، پر آب و تاب
rotund
گوشتالو، خپله، تپل، گلوله وار، پر آب و تاب
flatulent
باددار، نفخ دار، نفاخ، با طمطراق، پر آب و تاب
grandiose
بزرگ نما، عالى نما، پر آب و تاب، بلند
tumescent
(tumid =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن