فرهنگ آریان‌پور

پر اب و تاب

#۴۳٬۹۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

magniloquent

پر آب و تاب، قلنبه نویس، غرا

۲

tumid

(tumescent =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن

۳

ornate

بیش از حد آراسته، مزین، مصنوع، پر آب و تاب

۴

rotund

گوشتالو، خپله، تپل، گلوله وار، پر آب و تاب

۵

flatulent

باددار، نفخ دار، نفاخ، با طمطراق، پر آب و تاب

۶

grandiose

بزرگ نما، عالى نما، پر آب و تاب، بلند

۷

tumescent

(tumid =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن