فرهنگ آریان‌پور

پر

#۴۳٬۹۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

plume

پر، پر آرایشى، پر کلاه زنان، تل، با پر آراستن، آرایش دادن

۲

feather

پر، پروبال، با پر پوشاندن، با پر آراستن، بال دادن

۳

fopfull

پر، مالامال، لبریز

۴

fraught

پر، مملو، دارا، همراه، ملازم، بار شده بار، کرایه، بار کردن

۵

fin

پره ماهى، بال ماهى، پرک، (زبان عامیانه) دست، بال، پره طیاره، پر، با باله مجهز کردن

۶

full

انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل

۷

rife

شایع، پر، مملو، فراوان، عادى، زیاد، عمومى

۸

ample

فراخ، پهناور، وسیع، فراوان، مفصل، پر، بیش از اندازه

۹

flown

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly

۱۰

laden

مملو، بارگیرى شده، سنگین، پر (por)، سنگین بار

۱۱

loaded

بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن load

۱۲

cilium

مژه، تاژک، مویچه، پر

۱۳

plenum

فضاى اشغال شده به وسیله ماده، پر، پرى، همگانى

۱۴

populous

پرجمعیت، کثیرالجمعیت، بیشمار، زیاد، پر

۱۵

padded

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن pad

۱۶

rounded

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد واژه هاى شامل round