فرهنگ آریان‌پور

ادمک

#۴٬۳۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

homunculus

آدمک، آدم خرد، کوتوله، گور زاد

۲

dummy

ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک

۳

robot

دستگاه خودکار، آدم مکانیکى، آدمک، آدم مصنوعى، آدم ماشینى

۴

manakin

آدم کوتاه قد، مانکن، آدمک

۵

manikin

آدم کوتاه قد، مانکن، آدمک

۶

caricature

کاریکاتور، آدمک، کاریکاتور ساختن

۷

form

ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن form lay figure manikin or mannikin

۸

effigy

تمثال، صورت، پیکر، تمثال تهیه کردن، پیکرک

۹

mannequin

مانکن، مدل (دختر)، مجسمه چوبى