فرهنگ آریانپور
پدیدار
#۴۳٬۶۵۰
extant
موجود، داراى هستى، (ک.) پدیدار، باقى مانده، نسخه ى موجود و باقى (ازکتاب و غیره)
visible
پیدا، پدیدار، مریى، نمایان، قابل رویت، دیده شدنى
conspicuous
انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور
exposed
بى پناه گذاشتن، بى حفاظ گذاردن، درمعرض گذاشتن، نمایش دادن، افشاء کردن
emergent
بیرون آینده، طالع، (مجازى) برآینده، ناشى، مبرم، مضر، اثرات ناشیه، معلول