فرهنگ آریانپور
اب و تاب دادن
#۴۳۵
spin
(past: spun, span ; past participle: spun) ـ فرفره، چرخش (به دور خود)، (دور خود) چرخیدن، ریسیدن، رشتن، تنیدن، به درازا کشاندن، چرخاندن
embroider
قلاب دوزى کردن، گلدوزى کردن، برودره دوزى، آراستن
#۴۳۵
(past: spun, span ; past participle: spun) ـ فرفره، چرخش (به دور خود)، (دور خود) چرخیدن، ریسیدن، رشتن، تنیدن، به درازا کشاندن، چرخاندن
قلاب دوزى کردن، گلدوزى کردن، برودره دوزى، آراستن