فرهنگ آریان‌پور

پچ پچ‌ کردن

#۴۳٬۴۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

whisper

نجوا، بیخ گوشى، نجوا کردن، پچ پچ کردن

۲

patter

ذکر کردن، به طور سریع ورد خواندن، تند تند حرف زدن، لهجه محلى