فرهنگ آریانپور
پایین رفتن
#۴۳٬۳۱۷
reflow
جزر، فروکشى، فرونشینى، پایین رفتن، فروکش کردن، جریان مجدد
comedown
نزول کردن، پایین رفتن، تنزل رتبه و مقام
go down
غروب کردن، غرق شدن، روى کاغذ آمدن، پایین رفتن
sink
(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن
descend
پایین آمدن، فرود آمدن، نزول کردن