فرهنگ آریانپور
پایین تر
#۴۳٬۲۹۳
under
زیر، درزیر، تحت، پایین تراز، کمتر از، تحت تسلط، مخفى در زیر، کسرى دار، کسر، زیرین
lowest
(lower most =) ـ خیلى پست تر، پایین تر، پایین ترین، اسفل
beneath
زیر، پایین، در زیر، از زیر، پایین تر از، روى خاک، کوچکتر، پست تر، زیرین، پائینى، پایین تر، تحتانى، تحت نفوذ، تحت فشار
subordinate
تابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردار
lower most
(lowest =) ـ خیلى پست تر، پایین تر، پایین ترین، اسفل
lower
(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low