فرهنگ آریان‌پور

پایین اوردن

#۴۳٬۲۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

disrate

پایین آوردن، پست کردن، تقلیل رتبه دادن

۲

bate

کم کردن، تخفیف دادن، پایین آوردن، نگهداشتن (نفس)، راضى کردن، دلیل و برهان آوردن، بال زدن به طرف پایین، خیساندن چرم درماده قلیایى

۳

shut

(past: shut ; past participle: shut) ـ بستن، بر هم نهادن، جوش دادن، بسته شدن، تعطیل شدن، تعطیل کردن، پایین آوردن، بسته، مسدود

۴

pull down

خراب کردن، پایین آوردن، تخفیف دادن، کاستن، دریافت کردن

۵

lower

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low