فرهنگ آریان‌پور

پایه قرار دادن

#۴۳٬۲۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

build

(past: built ; past participle: built) ـ ساختن، بنا کردن، درست کردن

۲

ground

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن