فرهنگ آریان‌پور

پایه پل

#۴۳٬۱۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

dead load

پایه پل، شاسى اتومبیل، وزن ثابت و متعلقات آن

۲

pier

ستون، جرز، اسکله، موج شکن، پایه پل، لنگرگاه

۳

cutwater

دماغه کشتى، آب شکن، پایه پل

۴

truss

چوب بست زدن، پایه زدن، بستن، به سیخ کشیدن، به دار آویختن، جفت کردن، گره زدن، دسته کردن، متمسک شدن، کوک زن، به هم بستن، بادبان را جمع کردن، بار سفر بستن، به دار آویخته شدن، خرپا، شکم بند، بقچه، انبان، فتق بند