فرهنگ آریانپور
پایه - سه -
#۴۳٬۱۶۸
stand
(past: stood ; past participle: stood) ـ ایستادن، تحمل کردن، موضع، دکه، بساط، ایست کردن، توقف کردن، ماندن، راست شدن، قرار گرفتن، بودن، واقع بودن، واداشتن، عهده دار شدن، ایست، توقف، مکث، وضع، موقعیت، شهرت، مقام، پایه، میز کوچک، سه پایه، دکه دکان، ایستگاه، توقفگاه، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقات
tripod
سه پایه، سه رکنى، چیزى که سه پایه داشته
tripos
سه پایه، (در دانشکده کمبریج) امتحان حساب
trivet
سه پایه، دیگپایه
andiron
سه پایه، پیش بخارى، سه پایه اى که کنار بخارى مى گذاشتند
tressel
(Trestle =) ـ سه پایه، ستون را روى پایه قرار دادن
trestle
(tressel =) ـ سه پایه، ستون را روى پایه قرار دادن
tristylous
(گیاه شناسى) سه ستونى، سه پایه
three legged
داراى سه پا، سه پایه، سه پا