فرهنگ آریانپور
پایمال کردن
#۴۳٬۱۴۲
trample
پایمال کردن، پامال کردن، زیر پا لگد مال کردن، لگد
override
(past: overrode ; past participle: overridden) ـ سواره گذشتن از، پایمال کردن، باطل ساختن، برترى جستن بر، برتر یا مهمتر بودن، لغو کردن، باطل کردن
suppress
موقوف کردن، توقیف کردن، فرو نشاندن، خواباندن، پایمال کردن، مانع شدن، تحت فشار قرار دادن، منکوب کردن
inculcate
فرو کردن، جایگیر ساختن، تلقین کردن، پا گذاشتن، پایمال کردن
overwhelm
سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، پایمال کردن، مضمحل کردن، مستغرق در اندیشه شدن، دست پاچه کردن، درهم شکستن