فرهنگ آریان‌پور

پایستن

#۴۳٬۱۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

last

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن

۲

survive

زنده ماندن، باقى بودن، بیشتر زنده بودن از، گذراندن، سپرى کردن، طى کردن، برزیستن

۳

conserve

نگهدارى کردن، از صدمه محفوظ داشتن، کنسرو تهیه کردن، کنسرو

۴

continue

ادامه دادن، دنبال کردن