پایدار
#۴۳٬۰۷۷
abiding
پایدار، پایا، ساکن، وفا کننده، تاب آور، تحمل کننده
permanent
پایدار، ابدى، ثابت، ماندنى، سیر دائمى، دائمى
fast
تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً
stable
استوار، محکم، پابرجا، ثابت، با ثبات، مداوم، محک کردن، ثابت کردن، استوار شدن، طویله، اصطبل، در طویله بستن، جا دادن، پایا، پایدار
stanch
وفادار، پایدار، دو آتشه، بند آوردن، جلو خونریزى را گرفتن، خاموش کردن، ساکت شدن، ساکن شدن، فرو نشاندن
undying
لایزال، غیر فانى، پایدار، فناناپذیر
constant
ثابت، پایدار، ثابت قدم، با ثبات، استوار، وفادار، دائمى
livelong
تمامى، همه، پایدار، طولانى و خسته کننده
resistant
مقاوم، پایدار
unfailing
تمام نشدنى، کم نیامدنى، پایدار، باوفا
changeless
بى تغییر، ثابت، پایدار، تغییر ناپذیر
perdurable
ماندگار، پایدار، همیشگى، ابدى، با دوام
unflinching
ثابت قدم، پایدار، مصمم
indissoluble
حل نشدنى، تجزیه نا پذیر، آب نشدنى، ناگداز، غیر قابل حل، به هم نخوردنى، منحل نشدنى، ماندگار، پایدار
inexhaustible
خستگى نا پذیر، پایان نا پذیر، تهى نشدنى، پایدار
adamant
جسم جامد و سخت، مقاوم، یک دنده، تزلزل ناپذیر
enduring
تحمل کردن، بردبارى کردن دربرابر، طاقت چیزى را داشتن، تاب چیزى را آوردن