فرهنگ آریانپور
پایبند
#۴۳٬۰۶۲
bound
حد، مرز، کران، محدود، سرحد، خیز، جست و خیز، محدود کردن، تعیین کردن، هم مرز بودن، مجاور بودن، مشرف بودن (on یا with)، جهیدن آماده رفتن، عازم رفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف
under
زیر، درزیر، تحت، پایین تراز، کمتر از، تحت تسلط، مخفى در زیر، کسرى دار، کسر، زیرین
dependent
وابسته، موکول، تابع، نامستقل، متعلق، مربوط، محتاج
respecter
کسى که از مردمان بانفوذ یا توانگر ملاحظه یا طرفدارى مى کند