فرهنگ آریان‌پور

پایان یافتن

#۴۳٬۰۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

wind up

پایان یافتن، منتج به نتیجه شدن، پایان دادن

۲

over

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش "

۳

surcease

دست کشیدن از، پایان یافتن، به پایان رساندن، پایان، استراحت، باز ایستادن

۴

terminate

به پایان رساندن، خاتمه دادن، منقضى کردن، فسخ کردن، محدود کردن، خاتمه یافتن، منتهى، محدود، پایان دادن، پایان یافتن

۵

end

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن

۶

pass

گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن

۷

cease

ایستادن، موقوف شدن، دست کشیدن، گرفتن، وقفه، ایست، توقف

۸

conclude

به پایان رساندن، نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد کردن