فرهنگ آریان‌پور

پایان رساندن - به -

#۴۳٬۰۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

end

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن

۲

conclude

به پایان رساندن، نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد کردن

۳

finalize

به پایان رساندن، به مرحله نهایى رساندن

۴

surcease

دست کشیدن از، پایان یافتن، به پایان رساندن، پایان، استراحت، باز ایستادن

۵

terminate

به پایان رساندن، خاتمه دادن، منقضى کردن، فسخ کردن، محدود کردن، خاتمه یافتن، منتهى، محدود، پایان دادن، پایان یافتن

۶

consummate

به پایان رساندن، انجام دادن، عروسى کردن، بوصال رسیدن، رسیده، تمام و کمال، به حد کمال

۷

knock up

سردستى آماده کردن، به هم زدن، برخورد کردن، تحریک کردن، از کار انداختن، به پایان رساندن، آبستن کردن، ناراحت کردن

۸

play out

تا آخر ایستادگى کردن، تا آخر ایفا کردن، تا آخر بازى کردن، به پایان رساندن