فرهنگ آریان‌پور

پایاپای‌ کردن

#۴۲٬۹۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

swap

معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن، اخراج کردن

۲

trade

بازرگانى، حرفه، داد و ستد کردن، مبادله کردن، سوداگرى، تجارت، داد و ستد، کسب، پیشه ورى، کاسبى، مسیر، شغل، پیشه، آمد و رفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با