واژههای فارسی←پای اسب - ساق -فرهنگ آریانپورپای اسب - ساق -#۴۲٬۸۶۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fusee(fuzee =) ـ (در ساعت) امرود، برآمدگى ساق پاى اسب، تفنگ چخماقى، فتیله دینامیتواژههای نزدیک در الفباپاهای گشاد نشستن یا ایستادن بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپاهای مثلثی شکل شبیه - دارای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپای - برابر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپای - روده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپای - ریشه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر