فرهنگ آریانپور
پاورچین رفتن
#۴۲٬۸۵۸
toe
پنجه، انگشت پاى مهره داران، جاى پا، با انگشت پا زدن یا راه رفتن
skulk
(در مورد روباه) دسته، گروه، دزدکى حرکت کردن، از زیر مسئولیت فرار کردن، آدم بى بند و بار
stalk
خرامیدن، قدم زدن و حرکت کردن با احتیاط، راه رفتن (ارواح وشیاطین)، کمین کردن، ساق، ساقه، پایه، چیزى شبیه ساقه
steal
(past: stole ; past participle: stolen) ـ دستبرد زدن، دزدیدن، بسرقت بردن، ربودن، بلند کردن چیزى
pussyfoot
(مثل گربه) دزدکى راه رفتن، آهسته و دزدکى کارى کردن، طفره رفتن، تمجمج کردن