فرهنگ آریان‌پور

پالیز

#۴۲٬۷۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

field

میدان، زمین، صحرا، دشت، کشتزار، دایره، رشته، به میدان یا صحرا رفتن، پایکار

۲

patch

تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن

۳

garden

باغ، بوستان، باغچه، باغى، بستانى، درخت کارى کردن، باغبانى کردن