فرهنگ آریان‌پور

پالیدن

#۴۲٬۷۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

refine

پالائیدن، پالودن، تصفیه کردن، خالص کردن، تهذیب کردن، پاک شدن، تصحیح کردن

۲

osmosis

نفوذ یک حل کننده (مثل آب) از یک پرده، خاصیت نفوذ و حلول، نفوذ، راند

۳

prospect

معدن کاوى کردن، دور نما، چشم انداز، انتظار، پیش بینى، جنبه، منظره، امید انجام چیزى، اکتشاف کردن، مساحى