فرهنگ آریانپور
پالیدن
#۴۲٬۷۸۶
refine
پالائیدن، پالودن، تصفیه کردن، خالص کردن، تهذیب کردن، پاک شدن، تصحیح کردن
osmosis
نفوذ یک حل کننده (مثل آب) از یک پرده، خاصیت نفوذ و حلول، نفوذ، راند
prospect
معدن کاوى کردن، دور نما، چشم انداز، انتظار، پیش بینى، جنبه، منظره، امید انجام چیزى، اکتشاف کردن، مساحى