فرهنگ آریان‌پور

پالوده

#۴۲٬۷۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

refined

مهذب، پالوده

۲

strained

صاف کرده، پالوده، فشرده، کشاورده، کشدار، اجبارى

۳

fine

جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف

۴

aseptic

ضدعفونى شده، بى گند