فرهنگ آریانپور
پاکیزه
#۴۲٬۶۸۴
neat
پاکیزه، تمیز، شسته و رفته، مرتب، گاو
tidy
به طور منظم، مرتب، پاکیزه، منظم کردن، آراستن، مرتب کردن
trim
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim neatly
brisk
سرزنده و بشاش، تند، چابک، با روح، رایج، چست، تیز، آراسته، پاکیزه
clean
پاک، پاکیزه، تمیز، نظیف، طاهر، عفیف، تمیز کردن، پاک کردن، درست کردن، زدودن
natty
آراسته، قشنگتر، پاکیزه، ماهر، چالاک
spruce
(fir-tree =) ـ درخت صنوبر ؛ آراسته، پاکیزه، قشنگ، (گیاه شناسى) انواع کاج میلاد، صنوبر
sprucy
قشنگ، پاکیزه، آراسته
clean limbed
آراسته، پاکیزه
pure
خالص، پاک، تمیز، ناب، ژاو، (نژاد) اصیل، خالص کردن، پالایش کردن، بى غش، محض