فرهنگ آریانپور
پاکسازی
#۴۲٬۶۶۰
purge
پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
purging
پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
catharsis
(purgation =) ـ (pl. catharses) ـ روانپاکسازى، تصفیه، تطهیر، تصفیه و تزکیه نفس به وسیله هنر cleanup
purgation
تصفیه، تطهیر، پالایش، تنقیه، برائت، پاکسازى
clearance
اختیار، اجازه، زدودگى، ترخیص، برداشتن مانع، گواهینامه یا کاغذ دال بر پاکى و بى عیبى، ترخیص کالا از گمرک