فرهنگ آریان‌پور

پافشاری‌ کردن

#۴۲٬۵۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

insist

اصرار ورزیدن، پاپى شدن، (معنى مجازى) سماجت، تکیه کردن بر، پافشارى کردن

۲

persist

سماجت کردن، پافشارى کردن، اصرار کردن، ایستادگى

۳

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ

۴

emphasize

باقوت تلفظ کردن، تایید کردن (در)، اهمیت دادن، نیرو دادن به

۵

importune

مصرانه خواستن، اصرار کردن به، عاجز کردن، سماجت کردن، ابرام کردن، مصرانه

۶

persevere

پشتکار داشتن، استقامت بخرج دادن، ثابت قدم ماندن