فرهنگ آریانپور
پافشاری کردن
#۴۲٬۵۵۱
insist
اصرار ورزیدن، پاپى شدن، (معنى مجازى) سماجت، تکیه کردن بر، پافشارى کردن
persist
سماجت کردن، پافشارى کردن، اصرار کردن، ایستادگى
press
فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ
emphasize
باقوت تلفظ کردن، تایید کردن (در)، اهمیت دادن، نیرو دادن به
importune
مصرانه خواستن، اصرار کردن به، عاجز کردن، سماجت کردن، ابرام کردن، مصرانه
persevere
پشتکار داشتن، استقامت بخرج دادن، ثابت قدم ماندن