فرهنگ آریان‌پور

پاشیدن - شن -

#۴۲٬۵۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

sand

ماسه، شن، ریگ، شن کرانه دریا، شن پاشیدن، سنباده زدن، شن مال یا ریگ مال کردن

۲

gravel

شن، ریگ، ماسه، سنگ مثانه، سنگریزه، شنى، شن دار، متوقف کردن، در شن دفن کردن، شن پاشیدن