فرهنگ آریان‌پور

پاشیدگی

#۴۲٬۵۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dissemination

پاشیدگى، انتشار، پخش

۲

mess

یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن

۳

dispersal

پراکندگى