فرهنگ آریان‌پور

پاشنه دار کردن

#۴۲٬۴۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

pivot

مفصل، لولا، محور، مدار، میله، پاشنه، مخور چرخ، (مجازى) عضو موثر، محور اصلى کار، نقطه اتکاء، روى چیزى چرخیدن، روى پاشنه گشتن، چرخیدن، چرخاندن، روى پاشنه چرخیدن