فرهنگ آریان‌پور

پاشنه چرخیدن - روی -

#۴۲٬۴۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

pivot

مفصل، لولا، محور، مدار، میله، پاشنه، مخور چرخ، (مجازى) عضو موثر، محور اصلى کار، نقطه اتکاء، روى چیزى چرخیدن، روى پاشنه گشتن، چرخیدن، چرخاندن، روى پاشنه چرخیدن

۲

mainly

نیرومند، عمده، اصلى، مهم، تمام، کامل، دریا، با اهمیت main

۳

majority

اکثریت، بیشین، بیشان